اين قالب تا اربعين حسينی استفاده می شود.


يا محبوب

سلام به همه دوستانی که تو اين مدت که نبودم با پيامهاشون منو تنها نذاشتن. از همه اونا ممنونم. من خيلی گرفتار بودم و حسابی مشغول خونه تکونی شده بودم.

به هر حال اومدم تا براتون اينو بگم که اون مطلبی رو که قرار بود بذارم رو بعدا ميزارم. بنا به دلايلی از گذاشتنش معذورم. در ضمن قراره که کم کم يه سری تغييراتی تو وبلاگ ايجاد شه که در آينده خواهيد ديد. مثلا برا اولينش بگم که مطالب وبلاگ به دو دسته تقسيم ميشه. يکی که حرف اصلی هست و نقش يه عشق آسمونی توش مطرح و مشخصه.

يکی هم معرفی مطلب آينده هست. برای اين بار هم اعلام ميکنم که برای دفعه آينده دارای يه ويژه نامه در مورد وبلاگ عاطفه هستيم. کسايی که نظری در مورد وبلاگ عاطفه دارند ميتونند اعلام کنند تا ما هم استفاده کنيم.

همچنين يه وبلاگ خيلی خوب ديگه که در آينده ميگيم وبلاگ آسمون آبی هست که حسابی در موردش به بحث می پردازيم.به هر حال اينها مربوط به آينده ميشه. الان يه ويژه نامه بهاری دارم و البته ميدونم که هيچکس اين مطلب به دلش نميشينه چون با تن آلوده به گناه نوشتم و آلوده: 

*********************************

و صدا آمد: يا اهل عالم بيدار گرديد و بنگريد بهاران را

و سالی ديگر آمد و گلهای مهر و محبت به بار نشست.

و باز مردی غمگين در گوشه ای به نظاره ايستاده

و او کيست که اينگونه بر مظلوميت و غربت ديگران می گريد؟

هر شبانه روز او بر اهل عالم مويه ميکند و وای بر ما که موجبات غمش را فراهم ميکنيم.

و باز سالی ديگر گذشت و پرونده من سنگين تر گشت

سالی ديگر آمد و گناهان ديگر

خزان عمر من کی خواهد آمد؟

و مگر خستگی چيست؟

و داد از نهان من که .....................

يادم می آيد که روزی من بودم و خدايی که در همين نزديکيهاست. و چقدر ما به هم نزديک بوديم. و چقدر عشق جريان داشت.

صفا بود و نور ايمان

عشق بود و خدا

من بودم و يک دريا احساسات

اما خدايا

اينک آلوده ام

آلوده ااااااااااااااااااااااااام

آلوده به گناه

دستم به قلم نمی رود

صفای باطن ندارم

نور ايمان ندارم

دل ندارم

عشق ندارم

بيچاره ام و بدبخت

از خود به خدا شکايت می کنم.مگر به مستوجب کدام گناه عذاب می شوم؟

پس ای خدای من صدای مرا بشنو :

من اينک با کوله باری از گناهان نادم و پشيمان آمده ام تا بار ديگر بر من منت نهاده و مرا ببخشی. بار ديگر اين تن پر گناه را از آلودگی ها مبرا سازی و آدميت را به درونش بازگردانی

خدايا در ابتدای اين سال نو از تو ميخواهم که مردمان کشورم را به سعادت رهنمون سازی

پرده غيبت آن يار غريبم را از ديدگان ما بر داری

جهانی با آرامش به همگان هديه دهی.

دوستان گنه کارم را همچون خودم ببخشی و از تقصيرات آنان در گذری.

اهل عالم را در کنار هم به مهر ورزی به يکديگر مشغول سازی.

هموطنان گلم را ياری نمايی و زجرها و سختی های زندگی را از روی دوششان برداری

مريضان را شفا دهی

گرفتاران.....درماندگان......بيچارگان

دختران........پسران........جوانان

همه و همه پير جوان را هدايت و رستگار نمايی

خدای خوب و مهربانم:

نيک می دانم که بسيار در اين زندگی چندين ساله ام پر گناه بوده ام....نيک می دانم.و اکنون می خواهم که دستم را بگيری و مرا به سوی عشق ناب و حقيقی رهنمون سازی. می دانم که گنه کارم. اما از شما می خواهم که اين عبد حقير را به خاطر تمام خطاها و تقصيراتش ببخشايی.

ميبخشی؟

روی صحبت با مولايم مهدی را نيز ندارم

فقط ميخواهم که گوشه چشمی نيز به من اندازد و مرا در پناه محبتش قرار دهد. اميدوارم که تمام ما در زير سايه او قرار گيريم.

 خدای من تو باز نيک ميدانی که از هميشه تا هميشه اين آرزوی قلبی من بوده که روزی حجاب غيبت فرو افتد. و اين آرزوی بسياری از مردمان است. پس من در اينجا به نيابت از ايشان فرياد بر می آورم و از تو می خواهم که:

اللهم عجل لوليک الفرج

اللهم عجل لوليک الفرج

اللهم عجل لوليک الفرج

اللهم عجل لوليک الفرج

آمين