یا نور
می خواهم برای شما بنویسم. شمایی که فرشته ها بال نشاندند تا قدوم یکان یکان شما بر آستان قدسی مهر آسمانیان قرار بگیرد.
سلام
سلام بر قدمهایی که نور در زیر آنها به آسمان پر کشید. سلام بر دستهایی که از سر ارادت بر روی سینه قرار گرفت و زیر پرچم سرخ آقای نینوا سر خم کرد و ناب ترین قطرات آسمانی را از خورشید وجودی دل به دست باد سپرد تا در دل زمان سفر کند و عطر عاشقی فرافکند.
دی ماه به خود افتخار می کند که تا تاریخ زنده است و تا زمان جاریست، شما را از پنجره نهم خود می نگرد و سربلند و مغرور، فخر می فروشد که هان، این منم که در دل زنان و مردانی را به میهمانی گرفته ام که قلبشان از حریر، دلشان از پولاد، زبانشان سرخ و اراده شان قوی. سرشان به اطاعت حضرت خورشید و دلشان به سوی ماه.
شما ستارگان این بزمید. یکی ناهید است و یکی مشتری تمام زیبایی ها.
بوی یاس در فضا پیچید و عطر نرگس بر مشامها نشست. چشیدید شهد شیرین ایمان را و معطر کردید فضای شهر را.
کاش شاخه گلی بودم در دستان شما. کاش درختی بودم - سایه ای بر خستگی دل هایتان. کاش خورشیدی بودم گرما بخش روح سرد روزگار سم زده تان. کاش قطره ای بودم بر دستان پاک شما. ... کاش موری بودم، فدایی راه شما.
حال بگذار هر گمراه و سیه روی و سیه دلی، هرچه که می خواهد بگوید. بگذار هر چشم بسته و گمراهی هر چه می خواهد بگوید. مهم این است که شما هویت بخشیدید. هویت بخشیدید به "9" هویت بخشیدید به " دی " همچون هویتی که پیر سفر کرده مان به "12" و " بهمن" بخشید. شما همانانید که ایام از شما هویت می گیرند و صفحات تقویم به نام شما ثبت می شوند.
سلام من و این دل ساده عاشقم بر یک یک شما باد.
خاک پای شما
تا ابد
تا همیشه