یا محبوب

 

1-      میلاد با برکت بانوی مهر و عطوفت، رحمت الهی و شاخه گل نبی اکرم (ص) حضرت زهرا(س) بر پیروان آن همیشه مهربان مبارک باد.

2-      همچنین میلاد فرزند آن مادر عاشق حضرت روح الله بر عاشقان انقلاب و رهروان آن بزرگ مرد تاریخ معاصر گرامی باد.

 

اما در مطلب پیشین گفتم که اهمیت اصرار و تکرار در خواندن دعا در چیست، و حال به نقش یقین در استجابت دعا می پردازم. البته این مطلب تا حدی بلند هستش و شاید حدود 3دقیقه از وقتتون رو بگیره. اما فکر میکنم مطلب مفیدی هستش.

دو چیز در استجابت دعا، دارای تاثیر فراوان و اساسی هستش:

1-      رفع موانع قلبی و پاک نمودن تیرگی های درونی از قلب.

2-      ایجاد مقتضی و به وجود آوردن صفا و نورانیت باطنی.

انسان برای اینکه تیر دعاش به هدف بخوره به این 2 چیز احتیاج داره و باید این دو رو ایجاد کنه تا نوبت به اضطرار نرسد.

بنابراین هم باید تیرگی ها رو از قلب پاک کرد و هم نورانیت رو جایگزین اون کرد. و یقین، این کار رو انجام میده. هم ظلمت ها، تاریکی ها و زنگار رو از قلب پاک میکنه و هم صفا و نورانیت رو در قلب انسان ایجاد میکنه.

همه کسانی که در معارف و اعتقادات صحیح به یقین رسیده اند، دارای قلبی با صفا و نورانی بوده و هستند؛ زیرا لازمه وجود یقین، ایجاد روشنایی در قلب است، چون نوری مانند نور یقین وجود ندارد.

حضرت امام باقر(ع) می فرمایند: هیچ نوری مانند نور یقین نیست.

بدیهیه که وقتی یقین در ((فواد)) جای گرفته و روشنایی در قلب قرار گیرد، تیرگی ها و تاریکی ها از مین می روند، زیرا نور و ظلمت در یک جا جمع نمی شن. پس با به دست آوردن یقین می توان هم تیرگی ها  را که مانع استجابت دعا هستند رو برطرف کرد و هم صفا و نورانیت را که مقتضی استجابت دعا است ایجاد نمود. اکنون برای اینکه از نقش یقین در استجابت دعاها و اذکار بیشتر آگاه شوید به جریان مهمی که در جلد اول کتاب ((اسرار موفقیت)) نقل شده توجه کنید:

مرحوم آیه الله خویی در رابطه با اثرات ((بسم الله الرحمن الرحیم)) – در صورتی که با یقین گفته شود- جریان بسیار جالبی از شیخ احمد، خادم استاد الفقهاء مرحوم میرزای بزرگ شیرازی نقل کرده اند که وی گفته است: مرحوم میرزا، از همنشینی با مردم کناره گرفت.

روزی شیخ نزد شیخ محمد رفت، دید هنگام غروب آفتاب چراغ خود را از آب پر نمود و روشن کرد و چراغ کاملا افروخته شد! آن شخص بسیار تعجب کرد و علت آن را از او پرسید.

شیخ محمد در جواب گفت: پس از فوت مرحوم میرزا از غم و اندوه جدایی از آن بزرگوار، معاشرت با مردم را قطع نمودم و اوقات خود را در خانه سپری نمودم. دلم بسیار گرفته و حزن و اندوه شدید وجودم را فرا گرفته بود.

در ساعتهای آخر یکی از روزها، جوانی به صورت یکی از طلاب عرب بر من وارد شد و با من انس گرفت و تا غروب نزدم ماند. از بیانات او به قدری خوشم آمد و لذت بردم که تمام غم و اندوه از دلم بر طرف شد. چند روز او نزدم امد و من با او مانوس شدم.

در یکی از روزها که با من صحبت می کرد، به خاطرم آمد که امشب چراغم نفت ندارد. چون در آن وقت رسم چنین بود که مغازه ها را نزدیک غروب می بستند و شب همه مغازه ها بسته بود.

از این جهت در فکر بودم که اگر از ایشان اجازه خارج شدن از منزل برای خرید نفت بخواهم، از فیض سخنان ایشان محروم می شوم، و اگر نفت خریداری نکنم، شب باید در تاریکی بسر برم.

چون حالت تحیر به من دست داد، متوجه من شده و فرمود: تو را چه شده است که به سخنانم خوب گوش نمیدهی؟

گفتم: دلم خدمت شماست.

فرمود: نه، درست به گفتارم دل نمی دهی.

گفتم: حقیقت این است که امشب چراغم نفت ندارد.

فرمود: بسیار جای تعجب است که این همه ما برایت حدیث خواندیم و از فضیلت ((بسم الله الرحمن الرحیم)) سخن گفتیم و این قدر بهره مند نشدی که از خرید نفت بی نیاز شوی!

گفتم: یادم نیست چنین حدیثی که می فرمایید!

فرمود: فراموش کرده ای که گفتم از خواص و فوائد ((بسم الله الرحمن الرحیم)) این است که آن را چون به قصدی بگویی، آن مقصود حاصل می شود؟ تو چراغ خود را از آب پر کن، و به این قصد که آب دارای خاصیت نفت باشد، بگو: ((بسم الله الرحمن الرحیم)).

من فبول کردم، برخواستم و به همین قصد چراغ خود را پر از آب نمودم و در آن هنگام گفتم: ((بسم الله الرحمن الرحیم)) سپس آن را روشن کردم، افروخته شد و شعله کشید. از آن زمان هر گاه خالی می شود، آن را از آب پر می کنم و بسم الله می گویم و روشن میکنم.

مرحوم آیه الله خویی پس از نقل این جریان فرمودند: تعجب این است که پس از نشر این قضیه آن عمل از مرحوم شیخ محمد از اثر نیفتاد.

همانگونه که دیدید، گفتن یک "بسم الله" چون با اعتقاد و یقین تلفظ می شده، در ظاهر نیز دارای شگفت و خارق العاده بوده است.

آنان که دارای اسم اعظم هستند نیز، از اسمائی که میان همه مردم متداول است استفاده می کنند؛ ولی آنچه که عمل آنان را از دیگران ممتاز می سازد، یقین آنان است؛ زیرا یقین آنان در تاثیر نامی که تلفظ می کنند، نقش اساسی دارد.

موفق باشید.