یامحبوب

اومدم شعری رو که پایینتر هست رو بنویسم که قبلش وبلاگ یکی از دوستام رو دیدم...خیلی زیبا بود برا همین با کسب اجازه ازشون عین مطلبشون رو کامل اینجا میذارم .. وبلاگ ای غایب از نظر.

باز امشب دیده ام تر گشته است

ناله ام از نی رساتر گشته است

خسته ام من خسته با روحی ملول

مانده ام چشم انتظار یک رسول

خسته ام آیا صدایم می کنید؟

نی لبک را همنوایم می کنید؟

نی لبک دیشب همینجا بود و رفت

وه زبانم لال! تنها بود و رفت

نی لبک من هم خودم غم داشتم

من فقط درد تو را کم داشتم!

نی لبک باید بر این عالم گریست

باید از درد بنی آدم گریست...

 

......................................................

 

 

************************************

 

سایتون سنگینه مولا

کجا رفته اون چشاتون

کوچه خیلی وقته مونده

چشم به راه قدماتون

 

سایتون سنگینه مولا

ما گلایه ای نداریم

هر جا باشیم شما رو

 روی چشمامون میذاریم

 

سایتون سنگینه مولا

غم نشسته تو صداتون

یه نگاه بندازین آخر

آقا جون به زیر پاتون

 

اگه ما رو دوست ندارید

یه اشاره بسمونه

خودتون بگین که این دل

بمیره یا که بمونه

 

ما دیگه وقف شماییم

قلبمون از این تباره

تا شما سرور مایید

برده بودن افتخاره

 

وقتی چشماتون می تابه

این ستاره ها سرابه

ما خراب اون چشماییم

آخه خمره شرابه

 

تا ما اهل انتظاریم

جمعمون سرد و کسل نیست

جمعه روز خوب عشقه

روز تعطیلی دل نیست

 

کی میایین قبله عالم

تا دلامون بشه روشن

کی میایین یوسف زهرا

خوشم به بوی پیرهن

 

توی عرش رو قله هایید

خودتون بگید کجایید

توی این شبا آقا جون

نجفید یا کربلایید

 

بی شما سینه عاشق

تپیدن رو کم میاره

بی شما باغ ستاره

دیگه روشنا نداره

 

بیشتر از هزارو صد سال

جاتون اینجا مونده خالی

بی حضورتون به والله

نداره زندگی حالی

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

آمین