محبوب
و بذکر مولانا مهدی (عج الله)
بارالها!
سپاس تو را سزاست که دریای کرم و رحمتت بی همتاست. یگانه تویی و تنها تو آرام جان موئمنانی. چگونه شکر گویمت که کلام شکسته دلی چون من قاصر از همه الطاف خفیه توست. لطفت به کرم است و حق. چشم بر گناهانم می بندی و بانگ الرحیل بر من میخوانی. چرا؟
آفرینش سرآغاز لطف توست. و منّت بی منتّیت همیشه سایه سار وجود ماست. چشمان ما پر ز گناهان است و چشمان تو پر ز دیده لطف ای کریم خطا بخش. روسیاه بودم و تو در آستانه دیدارت رو سپیدم کردی. و کدام خداست که اینچنین عاشقانه بنده اش را نبیند و از خطاهایش در نگذرد. که تو مهربانترین مهربانانی ای همیشه وجود من.

به حمد الهی و عنایت دوستان توانستم آدرس سوشیانس را عوض و به مکانی جدید و نو با ظاهری دیگر نقل مکان کنم. در این راه حق است از زحمات باران تشکر نمایم که سخت تلاش کرد تا برای میلاد پیامبر مهر و لطافت این مکان آماده گردد که به حق همین نیز گشت. اما چه کنم که دست به نوشتن نمی رفت و حس برون ریزی نبود.
به هر حال نوشتم تا بی کتابت نماند.

مهدیا!
یک عمر دویدیمو به کویت نرسیدیم،
دل از تو شکستیم ولی دل نبریدیم،
روی تو گل انداخت از شرم گناه ما، ما از گل روی تو خجالت نکشیدیم.

سبز باشید