یا محبوب
و باذن مولانا مهدی (عج الله)
خدای مهربانم
یکی از سخت ترین شبهای عمرم را سپری میکنم و نیک می دانم از این سخت تر نیز به سراغم خواهد آمد. خدایا به چه امتحانم میکنی؟ به درد و به زجر که مدتهاست گرفتار آنم و جز از تو کسی دوای آن را ندارد. مهربانا، راضیم به رضایت اما حقیقتا نمیتوانم تحمل بیش از این نمایم که جسمم سخت بیمار و روحم ضعیف گشته است. خدایا دوایش را در چه گذاشتی؟ در همانی که امشب 30 بار خواندمش؟
خدایا نکند به خاطر مولایم مهدیست که کارهایم در هم غفل گردیده است. آه مولای مهربانم

پدر مهربان
پدر مهربانم تو مرا میبینی. تو هر دوی مارا میبنی. نمیبینی که چقدر در هم شده و سخت کارمان گره خورده است؟ پدر من، پدر خوب من، میدانم که من بد هستم و گنه کار اما تو را به روی سپید عزیزترین فرد زندگیم که این روزها در ناراحتی به سر می برد قسم میدهم ناراحتیمان را از بین برداری و مارا از لذت دعا کردن در فرجت بهره مند سازی. آن هم در کنار یکدیگر ای عزیز چشم نواز.
پدرم، دوستش دارم، بیمار شده است. جز تو چه کسی میتواند شفاعت کند؟ چرا به روی ما نظر نمیکنی؟
پدر، پدر، پدر مهربانم
تو را میخواهم. با همین اشک تو را میخواهم، آه پدر خسته ام. بیا پدر، بیا
اللهم عجل لولیک الحجه بن الحسن