یا محبوب
و باذن مولانا مهدی (عج الله)
پروردگار مهربانم هرآنچه که از جانب تو بر من رسد ، لطف توست. سختیهایی را که بر من فرو می فرستی را نیز دوست دارم. شکرگذار نقمتها و نعمتهایت هستم که این عین صواب است. می دانم که در بوته آزمایش قرار گرفته ام و در زیر نگاه تو روزگار می گذرانم، اما مگر نه این است که سوخته دلان را به حریم حرمت راهیست که جز به کرامتت از آنها پذیرایی نمینمایی؟ پس چه شده که اینگونه در این حالات به سر می بریم و غافل از احوال گشته ایم. مگر نه این است که دل شکستگان را پناه تویی و شرف وجودیت آرام کننده ایشان است؟ پس آرامش من کجاست؟ .... و شاید که من هنوز به این مقام نرسیده ام. شاید.
راستی چه زمان میگویی پدر بیایید؟؟؟
گفتم پدر یادم به جمکرانش افتاد که در محرابش خواندمش و گفتمش که پدر جان مرا دریاب. نمیدانم شاید تقدرم این نبود. شاید مصلحت و خیر من در این نبود و شاید هم امتحانی دیگر.
پدر دوستت دارم و تاوان این را می پردازم. میگویند به من که تو .... نه بگذار نگویمت که تو خود بهتر از من میدانی چه می گو.یند. خسته نشده ام از عقایدم. حس ننمایی که درجا زده ام که من روز به روز بر تو بیشتر مهر می ورزم و علاقه ام بیشتر می گردد اما پدر جان! این خسته دل را دریاب، دریاب، دریاب.

اللهم عجل لولیک الحجه بن الحسن