بعونک یا محبوب
و باذن مولانا مهدی (عج)

به دنبال رد پایی از تو هاجر وار می دوم،
برای یافتن نشانی از تو زینب وار می گردم،
برای فدا کردن خود چون اسماعیل ، خود را به آغوش گرم تو می اندازم
.... وقتی بیایی.
تو را در عطر نرگس جستجو می کنم و به دنبال نشانی از تو نرگسها را کنار می زنم.
یاد تو یاد خداست.
عشق به تو عشق به خداست.
تو کلید درب بهشتی.
.....
هراسان و نالان در بیابان جنون به دنبال تو می گردم،
اما دریغ از تار مویی.
صبح آدینه به یاد تو ندبه سر می دهم و هر مغرب فرجت را از خدا خواهانم.
می دانی!
دستهایم به آسمان گره خورده است.
بس که تو را از خدا خواسته ام.
تو در گوشه گوشه قلب منی،
تو
عشق و نیاز ، بود و نبود منی،
تو را در شقایقهای پرپر شده دنبال می کنم،
اما
دریغ...
افسوس !
نمی دانم چه حکمتی است که خدا مرا از تو دور نگه داشته است، مانده ام که برای زیارتت به کجا روم.!
عرفات
وادی السلام
مسجد کوفه
مسجد نجف
کربلا
و یا مقام ابراهیم (خلیل الله)
دوستانی دارم همه از تو،
بر گرفته از تو
سجاده ای و مهری و نمازی.
کفر نمی گویم. تو مرا به ایشان آشنا تر ساخته ای.
شاید وقتی دیگر، روزی روزگاری، تو را ببینم، اما چه گویم!
چه گویمت آن هنگام که برق نگاهت تنم را می لرزاند و اشک شوق از دیده جاری دارم. چه گویمت!؟
مولا!
از کدام آلام ها و آرزوها گویمت. تو که خود بهتر از هر کس به امور مطلعی. تو که خود خوب میدانی اکنون که من سرا پا تقصیر در خانه گرم و نرم خود و در میان انواع شیرینی های زندگی به امور زمینی خود به سر می برم، در گوشه ای از این جهان پر از نیرنگ و آشوب کودکانی هستند که خواب خوابیدن راحتی در شبی بی صدای تیر و تانک را آرزو دارند.
آه مولای من !
مگر تو غیرت هاشمیت را پنهان نموده ای که اکنون که نجف کبیر، جایگاه بزرگ مرد تاریخ، جولانگاه حضور بی شرمانه پست مردمان کوردلی گشته است که شان مرد کبیر تاریخ علی بن ابی طالب(ع) را نادیده انگاشته و به حرمت بزرگوارش هتاکی نموده اند. کجاست غیرت اباالفضلیت؟ کجاست غیرت هاشمیت؟ کجاست فریاد داد خواهی و عدالت طلبی تو تا صورت این به ظاهر مردمان عرش نشین را به خاک ذلت نشاند.
آه مولای من!
تو چه صبری داری عظیم و کبیر که می توانی هنوز بعد از سالها و قرنها و اعصار مختلف، ببینی ودم نزنی. آه مولای من تو چه بزرگواری و چه صابر....

روزی تو خواهی آمد از بین روزگاران
تا از دلم بشویی غمهای روزگاران

چشمم همه اشک است برای دیدار تو، و حسرت؛ که تو خود بهتر از خود می دانی.
و چه صبری داری تو
چه صبری .....

اللهم عجل لولیک الفرج
آمین

......................