بعونک یا محبوب
و باذن مولانا مهدی (عج)


در حسرت دیدار تو سوختم، . اما، آیا ساختم؟
بگذار بگذرد لحظه های بی تو، اما کاش درک میکردم خورشید پشت ابر را!
خسته ام آقا جان، امشب برایت نمینویسم.
............
هفته پیش قم بودم. دفتر توسعه وبلاگ دینی. از مهمان نوازی دوستان خیلی ممنونم. از آقایان فخری، فضل الله نژاد، نجمی، اسماعیلی، آقا جانی ، اجرایی، محمودی، احسان بخش، مرادی و ... . جای همه خالی پشت میز نهار. حیف که نمیتونم عکسهاش رو بگذارم. آخر طنز بود. جای همه خالی.

.........
دیشب با خدا می خواستم بازی کنم، اما به یه بن بست فلسفی رسیدیم. قرار شد قایم باشک بازی کنیم. اما قبل از اینکه من پنهان بشم خدا می دونست که من کجا میخوام برم، خدا هم نتونست جایی پیدا کنه که پنهان بشه! گفتیم بالا بلند بازی کنیم، اما من نمیتونستم قبل از اینکه خدا منو بگیره بپرم، خدا هم نتونست از زمین بلند شه !!

.....

اونقدر الان ذهنم آشفته هست که نمیتونم چیز خاصی رو بنویسم.

همین

اللهم عجل لولیک الفرج
آمین