ای خدایی که اولین سلام را بر دلم نوشتی
ای ناشناخته مهربان
ای آشناترین غریب! ای نقاش زیباترین طلوعها و غروبها
ای خالق عشق و دردهای شیرین! ... لذت سکوت و انتظار را به سلولهای تنم بچشان
فرصتها همچون عمر گل به پایان می رسند؛ یاری ام کن تا باغبان این گلهای شریف باشم
سقفهای کوتاه دلگیرند؛ کمکم کن تا کبوتر فکرم را در آسمان یاد تو به پرواز در آورم
ای آفریدگار
چراغ عشق را در قلبم روشن نگه دار