ديوونه غربتی

يا محبوب

سلام دوستان عزيزم

ديشب با يه وبلاگ جديد آشنا شدم که خيلی حال کردم

ديونه غربتی

به خدا مدتها بود که يه همچين مطلب با احساسی نخونده بودم.

يه وبلاگ توپ که آدم دوست نداره مطالبش تموم بشه.

خيلی ساده و صميمی نوشته و پر از نثر ...

چی بگم بايد خودتون بريد و ببينيد. من يه مطلبش رو اينجا آوردم که نمونه واقعی عشق آسمونی هست. اشک منو در آورد.

بهش سر بزنيد:

http://kansas.persianblog.ir

خدا حفظش کنه که منو بارونی کرد

 

 

يا صاحب الزمان!!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

به نام خدا !

<?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" />

يا صاحب الزمان ! داستان يوسف را گفتن وشنيدن به بهانه ي توست  .

شرمنده ايم .

مي دانيم گناهان ما همان چاه غيبت توست .

مي دانيم كوتاهيها ، نادانيها و سستيهاي ما ، ستمهايي است كه در حق تو كرده ايم .

يعقوب به پسران گفت : به جستجوي يوسف برخيزيد ،

و ما با روسياهي و شرمندگي ، آمده ايم تا از تو نشاني بگيريم .

به ما گفته اند اگر به جستجوي تو برخيزيم ، نشاني از تو مي يابيم .

اما اي فرزند احمد ! آيا راهي به سوي تو هست تا به ديدارت آييم .

اگر بگويند براي يافتن تو بايد بيابانها را در نورديم ، در مي نورديم .

اگر بگويند براي ديدار تو بايد سر به كوه و صحرا گذاريم ، مي گذاريم .

اي يوسف زهرا !

خاندان يعقوب پريشان و گرفتار بودند ،

ما و خاندانمان نيز گرفتاريم ،

روي پريشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببين .

به ما ترحم كن كه بيچاره ايم و مضطر

اي عزيزِ مصرِ وجود !

سراسر جهان را تيره روزي فرا گرفته است .

نيازمنديم ! محتاجيم و در عين حال گناهكار

از ما بگذر و پيمانه جانمان را از محبت پر كن .

يابن الحسن !

برادران يوسف وقتي به نزد او آمدند كالايي – هر چند اندك – آورده بودند ،

سفارش نامه اي هم از يعقوب داشتند .

اما ...

اي آقا ! اي كريم ! اي سرور !

ما درماندگان ، دستمان خالي و رويمان سياه است .

آن كالاي اندك را هم نداريم .

اما... نه ،

كالايي هر چند ناقابل و كم بها آورده ايم .

دل شكسته داريم

و مقدورمان هم سري است كه در پايت افكنيم .

نااميديم و به اميد آمده ايم .

افسرده ايم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ايم .

سفارش نامه اي هم داريم .

پهلوي شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ايم .

يا صاحب الزمان !

به يقين ، تو از يوسف مهربانتري .

تو از يوسف بخشنده تري .

به فريادمان برس ، درمانده ايم .

اي يوسف گم گشته ! و اي گم گشته ي يعقوب !

يعقوب وار ، چه شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداريم .

در دوران پر درد هجران ، اشك مي ريزيم و مي گوييم :

تا به كي حيران و سرگردان تو باشيم .

تا به كي رخ ناديده ترا وصف كنيم .

با چه زباني و چه بياني از اوصاف تو بگوييم و چگونه با تو نجوا كنيم .

سخت است بر ما ، كه از دوري تو ، روز و شب اشك بريزيم .

سخت است بر ما ، كه مردم نادان تر واگذارند .

سخت است بر ما ، كه دوستان ، ياد ترا كوچك شمارند .

يا بقّيةالله !

خسته ايم و افسرده ،

نالانيم و پژمرده ،

گريه امانمان را بريده است .

غم دوري ، ديوانه مان كرده است .

اما نمي دانيم چه شيريني و حلاوتي در اين درد و دوري است كه مي گوييم :

كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكيبايي كند .

تا من نيز در بي قراري ، ياريش دهم

كجاست آن چشم گرياني كه از دوري تو اشك بريزد ؟

تا من او را در گريه ياري دهم

مولاي من ! ديدگانمان از فراق تو بي فروغ گشته اند .

و مي دانيم پيراهن يوسف ، يادگار ابراهيم ، نزد توست .

و اي كاش نسيمي از كوي تو ،

بوي آن پيراهن را به مشام جان ما برساند .

و اي كاش پيكي ، پيراهن ترا به ارمغان بياورد

تا نور ديدگانمان گردد .

اي كاش پيش از مردن ، يك بار ترا به يك نگاه ببينيم .

درازي دوران غيبت ، فروغ از چشمانمان برده است 

كي مي شود شب و روز ترا ببينيم و چشمانمان به ديدار تو روشن گردد ؟

شكست و سرافكندگي ، خوار و بي مقدارمان كرده است .

كي مي شود ترا ببينيم كه پرچم پيروزي را برافراشته اي ؟

و ببينيم طعم تلخ شكست و سرافكندگي را به دشمن چشانده اي .

كي مي شود كه ببينيم ياغيان و منكران حق را نابود كرده اي ؟

و ببينيم پشت سركشان را شكسته اي .

كي مي شود كه ببينيم ريشه ستمگران را بركنده اي ؟

و اگر آن روز فرا رسد ...

و ما شاهد آن باشيم ،

شكرگزار و سپاسگو نجوا مي كنيم :

الحمدلله رب العالمين .

الهم عجل لوليک الفرج

آمين

07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif

 

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر غربتی!

بسم رب الحسین..! با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما...! از این همه اضهار لطف و محبتی که نسبت به بنده چه در وبلاگ خودم و چه در اینجا دارید واقعا متشکرم...نمیدونم چی بگم ولی فکر نمیکنم من قابل باشم...! باز هم از لطفتون ممنونم..زیر سایه امام زمان(عج)موفق باشید.......التماس دعا....یا علی!

ثمينه

سلام دوست عزيزم مهدی خوبين وبلاگت خيلی جالب و خوبه دوست دارم نظرتونو راجع به بلاگم بدونم مرسی باي

zahra

سلام دوست عزير از اينکه به من سرزدی ممنون وب جالبی داری موفق باشی . دوست شما هاله . بای

آرین

سلام دوست عزيز از راهنماييت ممنون.از اينکه به ما هم سر زدين متشکر.دوست شما آرین.

صهباي عشق

سلام.// صفحه ی عشق ِ صهبای عشق به روز شد... منتظر حضور شما هستم.// موفق باشيد!

صهباي عشق

سلام// صفحه ی عشق صهبای عشق به روز شد. منتظر حضور گرمتان هستم.// موفق باشيد

mohadese

شنيده ام سخنی خوش که پير کنعان گفت....فراق يار نه آن می کند که بتوان گفت

فاطمه

سلام.به وبلاگی که گفتی سر زدم.ممنون.متن بسيار زيبايی در مورد امام زمان(عج) نوشتی لذت بردم.ممنون سر زدی.موفق باشی

زلال

سلام عليکم..يا حق خسته نباشين اقا مهدی...عشقتون به اقا امام زمان جاويدان و پاينده...ان شا الله روزی در کنار خودش برا جدش حسين گريه کنيم...//خو شحال ميشم به وبلاگ خودت سر بزنی و ما رو هم خوشحال کنی....منتظر حضور گرمتون هستم..يا علی التماس دعا..((الهم عجل لويک الفرج))

علي

سلام دوست عزيز. از اينکه به ما هم سری زديد سپاسگذارم بازم منتظر شما هستم.