مرثیه ای برای آغاز پیرانه سری ام

سلام

این اولین، و شاید آخرین نامه ای ست که به شما می نویسم. شمایی که در این سی و یک سال زندگی، همواره در کنار من بودید. با من بودید و در من بودید. شمایی که در تمام لحظات تلخ و شیرین، غم و شادی، درتمام پستی و بلندی های زندگی مرا همراهی کردید. از اولین روز ولادتم تا کنون. در شب و روز این زندگی پر فراز و نشیب تنهایم نگذاشتید. بودید و دیدید که چگونه رشد یافتم. قد کشیدم و پا به مکتب زندگی گذاشتم. مدرسه رفتم و درس خواندم. دانشگاه رفتم و تجربه اندوختم. حتی در آن مدت کوتاه خدمت مقدس نظام نیز تنهایم نگذاشتید، در اوج نامهربانی های من با شما.

همراهان سه دهه زندگی من!

اینک که زمانه مرا به دوری از شما فراخوانده است، و یا بهتر بگویم شما را از من دور کرده است، صادقانه از همراهیتان برای این همه سال تشکر می کنم. و عذر تقصیر دارم بابت روح تصنعی که به کام شما پیران سپید پوش می نهم تا باز، ردی از جوانی به خود گیرید و دل افسرده حالم را به نشاط جوانی بازگردانید.

این اولین خیانت من به شماست. به شما سیاه جامگان دیروز، و سپید پوشان امروز من است.

شب یلدای نود شمسی

+

 انسان در قیامت گفت: پروردگارا چرا مردن و مرگ را به من متذکر نگشتی. خدای جواب می دهد: ای انسان، هر موی سپیدی که در تو رویید تذکری بود از جانب من بر تو. دیدی و نخواندی.

پیرانه سری ام مبارک باد 

/ 4 نظر / 18 بازدید
یک عاشق ایرانی

سلام عجب مطلبی اشاره کردی. پس مواظب موهای سپیدمون باشیم که هر کدوم یه تذکره شب یلدات مبارک. راستی میشه این فسلفه این سوشیانت رو به من بگی [گل]

...

پس هر روز به مرگ نزديك تر مي شوم سپيد موي تر ... خدايا ممدي كن سيه روي نشوم ... ... متوجه نشدم چرا زمانه شما را به دوري از اين همراهان هميشگي فراخوانده ؟؟؟!!!

...

دوستت دارم توسنی کردم ندانستم همی کز کشیدن تنگتر گردد کمند

...

فهميدم موهاتو رنگ كردي ؟! آره ؟!!!