من اسرائیلیم

یاحق امروز روز خوبیبود روی کاناپهنشستم و تلویزیون رو روشن کردم. همینطورکه تو شبکه ها میچرخیدم، دیدم یه چیز مشترک تو همهشبکه های خبری وجودداره . کشتار غزه. خسته شدم ازدست این فلسطینی ها. همش مظلومنمایی. همش مسخرهبازی. سی-ان-انداشت یه برنامه از ورزشمیگذاشتو بیبیسی هم یه برنامه مستنددر مورد هند. خسته بودم. دیشبشام یهسوپمگی خوردمواقعاسوپمگی خیلیخوشمزههست. و برا صبحانه همیهشکلاتکیت-کت با شیرکهحسابی بهم حالداد *** ناهارنخوردم *** عصر دوبارهنشستم پای تلویزیون و لم دادمروکاناپه. بهساعتسی-کی یه نگاهیکردمو دیدم ساعت 4 بعد ازظهرهرفتمتوآشپزخونه و یهشکلاتبویتونی برداشتم و شروع کردم به خوردن. تلفننوکیا زنگ زد . ساشیبود. گفت برا شام میخواد بیاد خونه ام. سریع پریدم و خونه رومرتبکردم. رفتم سر کوچه ویهک وکاکولاوفانتا خریدم واومدمخونه. از قبلهم پپسی داشتم. خودموآماده کردم که وقتیمیادش یه حال اساسی بهش بدم. دیروز دو تا کارتون خریدهبودم. یکیشمال والت-دیزنی بود و اون یکی هممالفاکسبود هنوز مونده بودکه بیادش. سردم شده بود. گفتم بهتره یهچیز داغ بخورم. برا همینرفتم تو آشپزخونه و وقتی برگشتمیهنسکافه نستله تودست ... حسابش کن! چه حالی میدهتو این سرماکهیهنسکافه نستله بخوری،اونم داغ داغ داغ ! اهبازم تلویزیون غزه رو نشونمیده انگاری سردشونه... خب صلیب سرخ که هست . برهبراشون پتو و چادرببره **** رفتم تو اطاقولباسامو پوشیدم و عطرجدیدی که ساشی بهم هدیه داده بود رو برداشتم و به خودمزدم. از بوش خوشممیاد. باسواقعا یه عطرباکلاسه. میگی نه امتحانکن. *** ساشی اومد وشام با هم یه چیز باحال زدیم *** آخر شب حس کردمکه خیلی بی حالم دلم یه چیز داغمی خواست یه چیزی که عطرداشته باشه یه چیزی که رنگداشته باشه یه چیزی که طعمداشته باشه یه چیز دلچسب وگوارا نسکافه نستله،با عطر باروت، رنگ خون و طعم سرب داغ داغ

/ 1 نظر / 5 بازدید
مادر

خیلی زیبا بود :)