سهم تنهایی من

مرد پستچی هر صبح
سهم تنهایی من را قسمت کرد:
«تکه ای بر تن رود،
قسمتی بر کف ابر،
اندکی هم به زمین اهدا کرد»
و من از پشت درختی تنها
دزدکی خیره به راهی ماندم
که تو چون باد و نسیم
از برش می گذری
و شقایق به چمن می کاری
....
جای هر گام تو بر روی زمین مشهود است

/ 3 نظر / 11 بازدید
انجمن تفریحی

سلام دوست عزیز ، وبلاگ بسیار خوبی داری ، مطالب وبلاگت عالیه ، من یه انجمن دارم نیاز به چند مدیر برای بخش های مختلف اگه امکان داره بیا به انجمنم و عضو شو و توی هرکدوم از بخش ها که دلت میخوات فعالیت کن ، ممنون میشم با من همکاری کنی ، اینم لینک عضویت : www.2forums.ir/register.php ، اینم لینک آموزش : http://2forums.ir/articles.php ، راستی عضو شدی به Admin پیام خصوصی بده برای مدیر شدن ، ممنون

یوناس

اومدم سر به بلاگم بزنم .. گفتم بذار یه سرم به بلاگت بزنم قشنگ بود نوشتت :) امیدوارم خوب باشی