پاره هفدهم

سلام

به وسعت دریایی دلم برای تو تنگ است، و تا اقیانوس شدن چیزی نمانده است. روز اول قطره ای کوچک بودم، دور از نگاه تو، دور از دست های پاک و مهربان تو. 

رودی دراز پدید آمد بعد تو، به درازای کوه هایی که بین من و تو قرار گرفته اند. و امروز دریای بی تابی در عطش قطره ای از نگاهت موج بر میدارد و طوفان خاطرات را در می نوردد.

اگر به وسعت تمام دریاها و اقیانوس ها، مرا دور نگه داری، برای رسیدن به دامان پر مهر و محبت تو، تمام سنگهای این کوه های سر به فلک کشیده تنهایی را در هم میشکنم و خودم را با همه مهر و علاقه ای که به تو دارم، به زیر پای تو که شیرین ترین اتفاق زندگی من هستی می اندازم.

عزیزترینم!

هوای شهرم بارانیست، باران در باران. مرا از نگاه دریایی ات دور نگه مدار. 

/ 0 نظر / 18 بازدید