هنر و انقلاب

هنر یک شیوه‌ی بیان است، یک شیوه‌ی ادا کردن است؛ منتها این شیوه‌ی بیان از هر تبیین دیگری رساتر، دقیق‌تر، نافذتر و ماندگارتر است. هنگامی که روح معنا در پیکره‌ی هنر دمیده می‌شود و معنویت به شکلی هنری ارائه شود، درجه‌ی تأثیر و ماندگاری آن به‌شدت افزایش می‌یابد. بیان خشک و رسمی و معمولی، اغلب با اقبال کمتری از سوی مخاطبان مواجه می‌شود؛ اما همین بیان هنگامی که به لباس زیبای هنــر آراسته شود، همه‌ی نگاه‌ها را به سوی خود می‌خواند، دل‌ها را مجذوب می‌کند و روان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در این برهه از زمان، آنچه که در رأس همه‌ی عوامل و عناصر، حرکتی پایدار و پویا، برای تداوم شعور و شور اسلامی و انقلابی و استمرار نظام دینی ما ضروری است، مسئله‌ی ارائه‌ی هنری انقلابی و ارزشی است؛ به‌گونه‌ای که باید گفت هرگاه بتوانیم به تبیین، تعمیق، تفسیرِ بسزا و تقویتِ شایسته‌ی مبانی این جبهه بپردازیم، کسب پیروزی و سرافرازی در سایر جبهه‌ها، برای ما سهولت و سادگی بیشتری خواهد یافت. اهمیت این مسئله هنگامی افزایش خواهد یافت که به تهاجم فرهنگی گسترده‌ی همه‌ی دشمنان علیه خویش بیندیشیم و انواع دسیسه‌ها و توطئه‌های هنری و فرهنگی مخالفان جمهوری اسلامی ایران را مورد مداقه قرار دهیم.

خوشبختانه برخورداری هنر و فرهنگ ارزشمند ما از ریشه‌های قوی و مانا، نگرش‌ها و پویش‌های هنری و فرهنگی ما را قدرت و استحکام فزاینده‌ای می‌بخشد؛ زیرا ما با هنر و فرهنگی رشد کرده‌ایم که تمامی جلوه‌های افتخارآفرینش، نمودهای راستین هنر و فرهنگ‌اند. نخستین جلوه‌ی باشکوه چنین ارزشی را می‌توان در ابتدای برنامه‌های پیامبر عظیم‌الشأن اسلام یافت، که رسالتش را با فرمانِ «خواندن» از سوی خداوند آغاز می‌کند و پی می‌گیرد. در همین هنر و فرهنگ مقدس است که خداوند یگانه، به قلم و حرمت آن سوگند یاد می‌کند و معجزه‌ی جاودانه‌ی آخرین سفیر الهی را یک کتاب آسمانی تشکیل می‌دهد که باید گفت خداوند آن را در زیباترین و بالاترین درجه‌ی هنری نازل کرده است.

 

ویژگی های هنر انقلاب

هنر موهبت و عطیه‌ی الهی است. هنر یکی از برجسته‌ترین مخلوقات و عطیه‌ های پروردگار است. زبان هنر زبان ابراز کردن ظرایف و دقایق و حقایق است. نکته‌ی اصلی ادراک و احساس هنری است. هنر حامل فکر است. در قبال قالب و مضمون تعهد دارد. محل کلام و اخلاق و فضیلت است. در واقع صد در صد هنر مساوی است با صد در صد اخلاق و صد در صد مضمون عالی و صد در صد خلاقیت هنری.

معارف بلند پشتوانه لازم برای هنر انقلاب است. جوهره اصلی هنر انقلاب معارف انقلاب است.

 

 هنر و انقلاب

هنر انقلاب مبتنی بر مبانی زیباشناختی هنر است. معجزه انقلاب پرورش هنرمندان و روایتگران تاریخ انقلاب است. متأسفانه میدان هنر هنوز دست بچه های انقلاب نیست.

 یکی از نکات کلیدی در حوزه هنر انقلاب اسلامی توجه به ادبیات انقلاب است. رشد ادبیات انقلاب، خیلى بیشتر از رشد ادبیات معمولى ما در این دهها سال گذشته است. در عصر حاضر داستان‌هایى که بچه‌هاى انقلابى می ‌نویسند، از خیلى از آثار نسل گذشته بهتر است. یک نسل از هنرمندان و ادباى ما به خاطر این‌که با انقلاب بد بودند، خودشان را از تاریخ رو به رشد آینده منقطع کردند و نگذاشتند که تبادل و تعالی‌ای انجام بگیرد. انقلاب افق‌هاى جدیدى را باز کرد و حقایقى را نشان داد و واقعاً شعر را از آن حالت ذهنى و تخیلىِ محض و غیرواقعى خارج کرد. حافظ که آن غزلیات را مى‌گفت - «دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند»، یا «دوش مى‌آمد و رخساره برافروخته بود» - غزلیاتش واقعى بود؛ تخیلى نبود. درحالى‌که بعدازآنقلاب، سوژه‌ها و مفاهیم و مضمون‌هاى شعرى، عیناً واقعى شد؛ یعنى افراد به جبهه و میدان مبارزه و میدان انقلاب رفتند و جوانان و پدران و مادران حماسه آفریدند و به مسئله‌ی شهادت توجه خاصى شد؛ این‌ها اصلاً افق جدیدى را باز کرد که هم مفاهیم و تعبیرات شعرى در آن هست، و هم مطالب واقعى است؛ این‌ها را شاعر حس کرد.، لمس کرد و احساسات واقعى خودش را در قالب شعر ریخته است.

توقّع انقلاب از هنر و هنرمند، مبتنى بر نگاه زیباشناختى درزمینه‌ی هنر است، که توقّع زیادى هم نیست. ملتى در یک دفاع هشت ساله با همه‌ى وجود به میدان آمد. جوانان به جبهه رفتند و از فداکارى در راه ارزشى که براى آن‌ها وجود داشت، استقبال کردند مادران و پدران و همسران و فرزندان و کسانى که پشت جبهه تلاش مى‌کردند نیز طور دیگرى حماسه آفریدند. براى یک نگاه هنرمندانه به حالت و کیفیّت یک جامعه، چیزى از این زیباتر است؟

توقّعِ انقلاب از هنر و هنرمند، یک توقّعِ زورگویانه و زیاده‌خواهانه نیست؛ بلکه مبتنى بر همان مبانى زیباشناختى هنر است. هنر آن است که زیبایی‌ها را درک کند.... هنر آن است که زیبایی‌ها را درک کند. این زیباییها لزوماً گل‌وبلبل نیستند؛ گاهى اوقات، انداختن یک نفر در آتش و تحمّل آن، زیباتر از هر گل‌وبلبلى است. هنرمند باید این را ببیند، درک کند و آن را با زبان هنر تبیین نماید.

وقتى انقلاب اکتبر تحقق پیدا مى‌کند، در طول ده پانزده سال، آن قدر کتاب و فیلم و قصه و جزوه در سطوح مختلف راجع به مبانى فکرى این انقلاب نوشته مى‌شود که در کشورهایى که باد آن انقلاب به آن‌ها رسیده، دیگر مردم احتیاجى ندارند از کتاب‌های آن‌ها استفاده کنند! آن قدر فضاى ذهنى پُرشده است که روشنفکرهاى خود کشورها مى‌نشینند راجع به مبانى ارزشى و فکرى آن‌ها کتاب مى‌نویسند! در سه چهار دهه‌ى گذشته، چه قدر ایرانی‌ها درباره‌ى مبانى فکرى انقلاب شوروى، به زبان فارسى کتاب نوشتند؛ چون دیگر اشباع شده بودند. ما چه کار کردیم؟ کارى که ما در این زمینه کردیم، واقعاً خیلى کم است. گاهى انسان دلش نمى‌آید که بگوید در حد صفر؛ چون واقعاً کسانى با اخلاص کارهایى کرده‌اند. اما اگر نخواهیم ملاحظه‌ى این جهات عاطفى را بکنیم، باید بگوییم یک ذره بیشتر از صفر و خیلى خیلى کم کار شده است.

هنر امروز در تمام ابعاد و شاخه هایش به انقلاب بسیار بدهکار است.

/ 0 نظر / 44 بازدید