تو اگر روز بیایی

نشستم و نوشتم که برایش

تو اگر روز بیایی

رخ خورشید ببینی

غم بیمار ببینی

و امیدی به دل خسته ی او گر که بریزی

و سپس با گل و گلبرگ نشینی،

دل مهتاب بگیرد

رخ او خواب نبیند

که چرا وقت حضورت

فرجت را به دو چشمش نتوانست ببیند

نشستم و نوشتم که برایش

تو اگر شام بیایی

دل مهتاب ربایی

دو سه تا شب پره را ناز نمایی

و ز عمق فلک با ماه و ستاره تو به شادی گذرانی

دل خورشید بگیرد

رخ او خواب نبیند

که چرا وقت حضورت

فرجت را به دو چشمش نتوانست ببیند

نشستم و نوشتم که تو باید فلق آیی

و به کعبه نظر آری

دل سنگ آب نمایی

و به دیوار بلند تکیه برآری

و صدا از ته دل بانگ برآری:

که الا مردم عالم

منم آن زاده ی آدم

منم آن سبط پیمبر

پسر حضرت احمد و علی و حسن و مادر او کوثر اطهر

منم آن وارث خنجر

و انگشتر و عمامه و خونین کفن کشته ی اکبر

منم آن مرد دو عالم

منم آن حیدر دیگر

منم آن قاری قرآن به روایت و مرتب

الا مردم عالم همه بر گوش

الا مردم عالم همه بر هوش

که من آمده ام تا که بگیرم ز یزیدان زمان نای نفس را

و تکبیر کنم بانگ جرس را

که تماما همه آماده ی رزم دگر آیید

و از مادرمان جای بخواهید

که وقتش شده امروز نشانش دهم و سنگ مزارش نهم و یک حرم احداث نمایم

که هنگام اذان مادرمان کرد دعایی

به جهان داد ندایی

که زمان فرج مهدی من خواب نماند به زمین شیعه ی نامی

خدایا به محمد و علی و حسن و مادر او، مادر زینب

به حسین و علی اش سید و سرور

به محمد و به جعفر

به موسی و به آن زاده ی برکت

به آقای توانگر

به هادی و حسن، آن پدر مهدی امت

خدایا تو خودت یاوری اش کن

مرا پیرو او کن

و چشمان مرا بر رخ او کن تو منور

و ای کاش بیاید

دل من شاد نماید

که دگر هر شب و هر گاه نگویم :

که کجایی گل نرگس

کجایی گل نرگس

+

 ۲:۴۷

۱۳۹۴/۵/۱۴

/ 3 نظر / 32 بازدید
m

ادما قدر اونی رو که دارند نمی دونند...

m

ادما قدر اونی رو که دارند نمی دونند...

نیلوفر

اميدوارم هميشه شاد باشين و سلامت[گل] ممنون